-
رمان آوای بی قراری8
4 دی 1399 11:26
ت ا در رو بستم چشمم خورد به ماشینی که کمی بالاتر پارک شده بود و شخصی که ازش پیاده می شد . چشمهام رو بستم و دوباره باز کردم تا به خودم بیام سیلی سنگینی روی صورتم نشسته بود . بعد هم رفت طرف امیر و .... دوست امیر با سرعت از ماشین من پیاده شد و اومد سمتمون . - امیر مشکلی پیش اومده ؟ به خودم اومدم و پریدم طرف امیر . دست...
-
رمان آوای بی قراری7
4 دی 1399 11:26
توی اون جمع فقط مهتاب خانم رو می شناختم . نمی دونم به این خاطر بود یا نه ولی ناخودآگاه نگاهم کشیده شد طرفش . همین باعث شد که اون شروع کنه به حرف زدن . مهتاب – خیلی خوش اومدی آسمان . - متشکرم . مهتاب – اینها خواهرهام هستند . و ایشون هم عمه خانم ، بزرگ فامیلمون . با پوزخندی به عمه خانم نگاه کردم و رو به مهتاب گفتم : -...
-
رمان آوای بی قراری6
4 دی 1399 11:25
مریم – آسمان بگیر اینو بخور . تو چت شد یه دفعه . من فقط یه سوال پرسیدم ازت . به سختی تونستم زبونم رو بچرخونم . - مریم...تو...تو ...فکر می کنی خودشه باشه ؟ مریم – نه . من گفتم هر احتمالی رو در نظر بگیریم . - عکس هایی که ازش دارم با بقیه مدارکم توی صندوق امانات بانکه . مریم – خیلی خوب نمی خواهد اینقدر هول کنی . فردا با...
-
رمان آوای بی قراری4
4 دی 1399 11:24
رمان آوای بی قراری مریم _ وقتی از حال رفتی ....همون موقع زنگ در رو زدن و منم که حسابی هول کرده بودم بدون اینکه ببینم کیه آیفون رو برداشتم کمک خواستم . نمی دونم چی شد ، فقط توی یه چشم بهم زدن .....آقای حقیقت تو رو روی دستهاش بلند کرده بود و داشت می برد پایین . تنها کاری که تونستم بکنم این بود که منم دنبالش بدوم بیرون...
-
رمان آوای بی قراری5
4 دی 1399 11:24
وقتی نتایج اولیه اعلام شد ، من بی سر و صدا انتخاب رشته کردم و تا می تونستم جاهای دور رو انتخاب کردم . برام مهم نبود چه رشته ای قبول بشم ، مهم این بود که از اون خونه دور بشم . همه چیز داشت آروم و خوب پیش می رفت ، خوشبختانه نتیجه عملم عالی بود و هر کس منو می دید می گفت واقعا باعث شده قیافه ام خیلی تغییر کنه . بابا...
-
رمان آوای بی قراری3
4 دی 1399 11:23
با این حرف من دو تاشون برگشتن طرف من . بابا با عصبانیت می خواست هجوم بیاره طرف من که مامان وسط من بابا قرار گرفت و گفت : _ به خدا اگه بهش دست بزنی می زارم میرم . خوب حق داره دیگه . تا حالا یه بار ازش پرسیدی که خودش چی دوست داره . بابا با این حرف مامان خودش رو عقب کشید و انداخت روی مبل . _ اون بچه است . چی می فهمه...
-
رمان آوای بی قراری2
4 دی 1399 11:22
صدای مضطرب مامان رو شنیدم که پشت در ایستاده بود و منو صدا می کرد : _ آسمان ، حالت خوبه ؟ چرا داد می زنی ؟ باز کن این در رو ببینم ،آخرش من از دست تو سکته می کنم . آه ، نه . مثل اینکه داد آخری رو توی دلم نزدم . _ مامان من خوبم . یه لحظه دستم خورد به این شیر آب و درد گرفت .شما برو من الان میام . _ خوبی ؟ دستت طوریش نشده...
-
رمان آوای بی قراری1
4 دی 1399 11:19
رمان آوای بی قراری صدای عاقد مثل یک ملودی خوش آهنگ توی گوشش پیچید : _ دوشیزه آسمان مقدسی ، برای بار سوم آیا وکیلم شما را با مهریه 500 سکه طلا و یک واحد آپارتمان به عقد دائم آقای غلامرضا دریانی در بیاورم ؟ وکیلم ؟سرش را بلند کرد و به روبرویش نگاه کرد . عاقد پشت میزش نشسته بود ،او و غلامرضا روبرویش ، روی صندلی نشسته...
-
تو فقط عشق منی قسمت5(قسمت آخر)
3 دی 1399 21:56
فصل 9 -مامان تیپم خوبه؟ -چیه ؟ چه خبرته کجا می خوای مگه بری؟ -می رم کتابفروشی -با این تیپ وقیافه ؟ فکر کردم مهمونی می ری یا قراری چیزی داری -مامان حالا خوبه یانه؟ -اره خوبه دوباره با وسواس جلوی اینه قدی کنار در ایستادمو به خودم نگاه کردم .شلوار جین ابی و یه تیشرت سفید که روش یه ژاکت بهاری سفیدم پوشیده بودم .موهامو فشن...
-
تو فقط عشق منی قسمت4
3 دی 1399 21:54
تو * بعد از اینکه صبحونه خوردیم به سمت کتاب فروشی حرکت کردیم .درسته که جمعه بود اما ما نیست وظیفه شناسیم جمعه ها هم می ریم سر کار *** -شل کار می کنی اتنا .مثلا رزمی کاری ها .یکم خشن باش لطافتو بذار کنار -نمی شه باورکن نمی شه -حرفمو گوش ندی یه پاکات می خوابونم تو سرت -اصلا من دیگه نیستم -یعنی چی دختره ی پررو برگرد سر...
-
تو فقط عشق منی قسمت3
3 دی 1399 21:54
به چشمای مردی که موهاش زود سفید شده بود نگاه کردم که با چه شرمی داشت غذا می خورد .اولش غذا از گلوم پایین نمی رفت اما وقتی دیدم اونا راضی ان خواستم ناراحتی خودمو فراموش کنمو به اونام خوش بگذره نمی تونستم جو حاکمو عوض کنم .پدر احسان. اقا حمید تمام زندگیشو تویه تصادف لعنتی از دست داده بود .هم زنشو هم دخترشو وهم اینکه چون...
-
تو فقط عشق منی قسمت2
3 دی 1399 18:18
پانیذ –کیوان بای بای -کجا می ری؟ -شب برمی گردم البته با مامان بابا -خوب چه کاریه بمون دیگه -نه خونه کار دارم شونه هامو با بی قیدی بالا انداختمو رفتم تو -پیرزن مهربون چیکارم داری؟ -زهرمار من هنوز جوونم -حالا شما 14 ساله کی با این صورت چروک میاد بگیرتت اروم زد پشتمو رفت سمت میز و یه برگه برداشت -این چیه ؟ -لیست خرید -چه...
-
تو فقط عشق منی قسمت1
3 دی 1399 18:14
گاهی فکر می کنم گاهی می خندم گاهی فحش می دم گاهی تخس می شم اما تا الان گریه نکردم اه این باغم دیگه قدیمی شده .من نمی دونم این همه ماهی قرمز تو این حوض چه جوری باهم زندگی می کنن .یعنی خسته نمی شن؟با دیدن گربه ی سیاهی که بیشتر وقتا دور این حوض می پلکید لبخندی زدمو چشمام پر از شرارت شد . استین بلوزمو کشیدم بالا ومثل...
-
رمان میراث5
3 دی 1399 18:14
نه...نه..نه...نه...نهههههههههههه هههههههههههه هههههههههه هههههههه امکان نداره که منو ...منو ........منو سامان باهم...........نه امکان نداره سامان داره خالی میبنده ولی نه همه میدونن سامان هرچی باشه دروغگو نیست موبایلم هی زنگ میخوره ولی برام مهم نیست ولی خدا را شکر موبایل سامان به موقع زنگ زد وگرنه....خدا نکنه زبونتو...
-
رمان میراث4
3 دی 1399 18:13
روی مبل نشسته بودم و داشتم فکر میکردم چجوری پندارو به طرز ماهرانه ای بپیچونم دیگه حوصلم سر رفت و با خود گفتم: اه پس این سامان کوش؟ در همین حین فکری به مغزم رسید برم خونه ! لباس پوشیدمو و درهای خونرو قفل کردمو به سامان اس ام اس دادم که من دارم میرم خونمون خواستی تو هم بیا سوار ماشینم شدمو به سمت خونه حرکت تقریبا هرروز...
-
رمان میراث3
3 دی 1399 18:12
سرمو که برگردوندم یکی محکم منو تو بغلش گرفت ای خدا.....سعید بود اشکم در اومده بود داد زدم : سعید خودتی؟ چرا این قدر سیاه سوخته شدی؟ گفت: میگن سربازی آدمو مرد میکنه تو میگی سیاه شدی؟ با خنده گفتم: تو هر کاری کنی خوش قیافه ای به چهره ی جذابش نگاه کردم که به خاطر گرمای بندر عباس سیاه شده بود از اون ور صدای سهیلو شنیدم که...
-
رمان میراث2
3 دی 1399 18:10
یه دفعه عصبانی شدم با خشم گفتم: تو بی جا میکنی دست روی من بلند کنی مگه من بی صاحابم که هر وقت دلت خواست منو بزنی؟ گفت: تو بی صاحاب نیستی .......نه من صاحابتم که باید آدمت کنم تا دیگه از این غلطا جلوی غریبه نکنی با همون لحن عصبانی گفتم: منظورت مینا جونه؟ اون که غریبه نیست از خودمونه نفس عمیقی کشید و بالحن آرومی گفت:...
-
رمان میراث1
3 دی 1399 18:09
- ازت بدم میاد تو چشمام زل زد و گفت: چه خوب اتفاقا منم همین نظرو در مورد تو داشتم گفتم: خوبه حداقل تو یه چیز با هم تفاهم کامل داریم خاله سامان جلو آمد و گفت: بسه دیگه چقدر قربون صدقه هم میرید سمیرا جون بیا باید برقصی در حالی که خودم را کنترل میکنم نزنم زیر خنده گفتم: خاله جون شما جای من دلم میخواد سامان احساس تنهایی...
-
محمد بهمن بیگی ، ابر مردی فرزانه
3 دی 1399 18:00
محمد بهمن بیگی ، ابر مردی فرزانه در یکی از مدارس دور افتاده یاسوج معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه معلم جایگزینی به جای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاس ها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن و او را مسخره می کردند. معلّم متوجّه شد که این دانش آموز...
-
معلم ها خیلی عزیزند
3 دی 1399 18:00
معلم ها خیلی عزیزند داستانی جالب و واقعی در سال ۵۹ با خانم معلمی به نام خانم نسیمی ازدواج کردم. ایشان معلم یکی از روستاهای چسبیده به شیراز بودند و پس از دو سال معلمی، مدیر مدرسه ای شدند که مختلط بود. من آن موقع با ژیانی که داشتم در راهِ رساندن ایشان به مدرسه با محل آشنا شدم و زمینی در آن جا خریدم و طبقه پایین را...
-
رمان پرنسس شرقی/پارت پانزده
3 دی 1399 16:13
ببین کی از صلاح حرف میزد رسما زده بود به سرش یکی نیست بگه اخه تو اگه صلاح منو میخواستی که اون دختره رو به من ترجیح نمیدادی با اینکه میدونستی هنوزم عاشقتم باز رفتی دنبال اون دختره با حرص بازوشو گرفتم و کشیدم با اینکه زورم نمیرسد ولی خودش مقابلم قرار گرفت و باحرص تو صورتش گفتم -تو…پوریا ..تو الان به فکر منی ؟!ارره ؟! خم...
-
پیامک های زیبای برگرفته از آیات قرآن
3 دی 1399 10:59
پیامک های زیبای برگرفته از آیات قرآن – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – « بگو اى بندگانم! که بر(اثر گناه کردن)برخویشتن زیاده روى کرده اید! از رحمت خدا نومید مشوید! در حقیقت خدا همه گناهان را مى آمرزد! چراکه او خود بسیار آمرزنده مهربان است (آیه ۵۳ سوره زمر) » – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – « دعای...
-
پیا مک های قرآنی
3 دی 1399 10:58
پیا مک های قرآنی « اِنَّ النَّفْس لاَمّارَه بالسُّوءِ إِلاّما رَحِم ربی(یوسف۵۳) دام سخت است مگر یار شود لطف خدای ورنــه آدم نبـرد صـرفـه ز شیـطــان رجیـم » – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – « روحمان کوچک است،اینست که به هم گیر میدهیم و تحمل یکدیگر رانداریم. خدابه موسی گفت:تو رهبر شدی. گفت:اگرمن رهبرم،پس روح...
-
پیام های قرآن در زندگی
3 دی 1399 10:50
پیام های قرآن در زندگی """ جمعه های انتظار """ فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ (هود/١١٢) همانگونه که مامور شدی (دستور رسیده تورا) پایداری و استقامت کن """ جمعه های انتظار """ فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ (العنکبوت/١٧) فقط روزی را در نزد خدا(از جانب او)...
-
فقط با من حرف بزن
3 دی 1399 10:50
فقط با من حرف بزن فقط با من حرف بزن آنگاه که تنها شدی و در جستجوی تکیه گاه مطمئن هستی بر من توکل کن ( نمل /79) آنگاه که ناامیدی بر جانت پنچه افکند ورها نمی شوی به من امیدوار باش(زمر /53) انگاه که سرمست زندگی دنیا هستی وبه آن مغرور شدی به یاد قیامت باش(فاطر /5) انگاه که دوست داری به آرزویت برسی به درگاهم دعا کن تا...
-
یک ایه هم در مورد سبقت درقول نگرفتن است
3 دی 1399 10:49
یک ایه هم در مورد سبقت درقول نگرفتن است یک ایه هم در مورد سبقت درقول نگرفتن است لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ ﴿الأنبیاء: ٢٧﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا...
-
پیامک های قرآنی – سری اول
3 دی 1399 10:49
پیامک های قرآنی – سری اول پیامک های قرآنی پیامک قرآنی پیامک قرآنی گاهی پشت ویترین بعضی کتاب فروشی ها می ایستم و با خودم فکر می کنم بشر برای این که قرآن و مفاتیح نخواند باید چقدر کتاب بخواند؟ ******************************** دنیا چیز بدی نیست، چیز کمی است. رجوع شود به آیه ۲۰ سوره حدید. ********************************...
-
*گلچینی از آیه های زیبای قرآن برای زندگی پیامک قرآنی
3 دی 1399 10:48
*گلچینی از آیه های زیبای قرآن برای زندگی پیامک قرآنی قرآن کریم *گلچینی از آیه های زیبای قرآن برای زندگی پیامک قرآنی """ جمعه های انتظار """ آیه 135 سوره آل عمران نیکان آنها هستند که هرگاه کار ناشایست از آنها سرزند یا ظلمی به نفس خویش کنند(گناه)خدا را به یاد می آورند و از گناه خود به درگاه...
-
پیامک های زیبای برگرفته از آیات قرآن
3 دی 1399 10:48
پیامک های زیبای برگرفته از آیات قرآن پیامک های زیبای برگرفته از آیات قرآن « ..إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ(بقره /۱۵۶) ما زدریاییم و دریا می رویم ما زبالاییم و بالا می رویم آنچه از دریا به دریا می رود از هر آنجا کامد آنجا می رود (مولانا جلال الدین بلخی) » « هَل مِنْ خَالِقٍ غَیْراللَّهِ یَرْزُقُکُم مِّنَ...
-
پیا م های قرآنی
3 دی 1399 10:47
پیا م های قرآنی از خدا پروا داشته باشید و بدانید که خدا به هر چیزى داناست بقره ۲۳۱ از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است بقره ۱۹۴ پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى آل عمران ۸ پروردگارا به یقین تو در روزى که هیچ...
-
پیا م های قرآنی
3 دی 1399 10:46
پیا م های قرآنی إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ (الحجرات۱۳) همانا گرامی ترین شما در نزد خدا با تقواترین شماست وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/۱۹۱) فتنه انگیزی از کشتار سخت تر (وبدتر) است وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ (البقره/۲۳۷) فضل و نیکی به یکدیگر را از یاد نبرید وَأَمْرُهُمْ شُورَى...
-
ریسک های نامشهود و مشهود در حد توانایی خویش است .
3 دی 1399 09:54
ریسک های نامشهود و مشهود در حد توانایی خویش است . آموزگار و روزگار هر دو تعلیم می دهند. یکی از استاد های با تجربه همواره در کلاس های درسش به دانشجویان خود توصیه می کرد ،کتاب ها و جزوه های درسی و ولو کتاب ها و مقاله های غیر درسی خود را با مکث بیشتر و تعمق بخوانید ، زیرا هدف نهایی از مطالعه ، نوشتن و نهایتا زیستن ، به...
-
رمان پرنسس شرقی/پارت پانزده
3 دی 1399 09:48
ببین کی از صلاح حرف میزد رسما زده بود به سرش یکی نیست بگه اخه تو اگه صلاح منو میخواستی که اون دختره رو به من ترجیح نمیدادی با اینکه میدونستی هنوزم عاشقتم باز رفتی دنبال اون دختره با حرص بازوشو گرفتم و کشیدم با اینکه زورم نمیرسد ولی خودش مقابلم قرار گرفت و باحرص تو صورتش گفتم -تو…پوریا ..تو الان به فکر منی ؟!ارره ؟! خم...
-
call of duty modern warfare 3 به صورت شبکه لن
2 دی 1399 21:39
call of duty modern warfare 3 به صورت شبکه لن ندای وظیفه: جنگاوری نوین ۳ یک بازی تیراندازی اول شخص از سری بازیهای ندای وظیفه است که توسط شرکت اینفینیتی وارد و اسلجهمر گیمز ساخته شدهاست و توسط شرکت اکتیویژن برای پلیاستیشن ۳، ایکسباکس ۳۶۰ و ویندوز در ۸ نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شدهاست. که به صورت شبکه قابل اجرا میباشد...
-
هک دیوار های بازی Counter Strike 1.6
2 دی 1399 21:36
چیت wall hack برای کانتر 1.6 این چیت به شما کمک میکنه که پشت دیوار ها رو ببنید دوستان در صورت دیدن این چیت توسط ادمین سرور ها شما بن میشید. برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید... وارد بازی بشید بعد load چیت رو بزنید تو بازی کلید F9
-
کشف پیام پنهانی در آلبوم بی واژه !
2 دی 1399 15:32
کشف پیام پنهانی در آلبوم بی واژه ! وقتی که شعر خواننده رو دقت کردم کمی این عبارت برایم جای سوال و تردید ایجاد کرد : " منو دریا منو بارون منو آسمون صدا کن . اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن " مخصوصا همین بند آخر " اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن " خوب مدتی زیادی هست که بنده در خصوص "...
-
رمان پرنسس شرقی/پارت چهارده
2 دی 1399 11:06
هنوز چشمام رفتنشونو میدیدن که با صدای دیانا به خودم اومدم -عه اجی اینجا چیکار میکنی ؟! -شما خودت اینجا چیکار داری ابجی خانم! -من…. من … خوب اومدم دستشویی -بسته دیانا اینقدر واسه من فیلم نیا خودم با جیک دیدمت رنگش مثل گچ دیوار سفید شد و با چشمایی بیرون زده گفت -چی؟! تو چی دیدی؟! -میگم با جیک دیدمت نکنه میخوای کلشو واست...
-
رمان پرنسس شرقی/پارت سیزده
2 دی 1399 11:05
بعد اون مهمونی حال و دماغ هیچ کاری رو نداشتم پوریا بد جوری حالمو گرفته بود حتی از راه رفتن کارمندا هم ایراد میگرفتم و دلیلشو خودم خوب میدونستم اما تظاهر میکردم که هیچ اتفاقی نیوفتاده با اومدن جیک حسابی بهش توپیدم اگه اون روز توی اون جشن لعنتی بود منم میتونستم به واسطه ی جیک به پوریا حرص حسابی بدم توی دفتر نشسته بودمو...
-
دانلود نرم افزار برنامه نویسی پایتون python 3.8.5 Final برای کامپیوتر(ویندوز/مک)
2 دی 1399 10:41
دانلود نرم افزار برنامه نویسی پایتون python 3.8.5 Final برای کامپیوتر(ویندوز/مک) Python 3.8.5 Final x86/x64 Win/Mac/Portable نام یک زبان برنامه نویسی محبوب ، تفسیری ، تعاملی و شیء گرا است که اغلب با زبان های برنامه نویسی قدرتمند Tcl, Perl, Scheme یا Java مقایسه می گردد. این زبان برنامه نویسی شامل ماژول ها ، کلاس ها و...
-
دانلود Adobe Animate CC 2020 20.5.1.31044 x64 – طراحی انیمیشن های وب برای کامپیوتر
2 دی 1399 10:41
دانلود Adobe Animate CC 2020 20.5.1.31044 x64 – طراحی انیمیشن های وب برای کامپیوتر Adobe Animate CC 2020 20.5.1.31044 x64 نام نرم افزاری جدید از سوی کمپانی ادوبی ، برای طراحی انیمیشن های وب به صورت فلش می باشد. برای دو دهه ، برترین نرم افزار موجود برای طراحی انیمیشن های فلش ، Adobe Flash Professional بوده است ، با...
-
دانلود نرم افزار Driver Turbo 3.7.0 مدیریت و بروزرسانی درایور ها برای کامپیوتر
2 دی 1399 10:40
دانلود نرم افزار Driver Turbo 3.7.0 مدیریت و بروزرسانی درایور ها برای کامپیوتر DriverTurbo 3.7.0 نام یک محصول نرم افزاری جدید و حرفهای به منظور مدیریت بهینه درایورها در محیط سیستمعامل ویندوز است. کاربران با استفاده از ابزارهای مدیریت درایور، دیگر هیچگاه با پیچیدگیها و مشکلات احتمالی در حین بروزرسانی درایورها مواجه...
-
دانلود نرم افزار adobe prelude cc 2020 9.0.1.64 مدیریت و سازماندهی فیلم برای کامپیوتر
2 دی 1399 10:40
دانلود نرم افزار adobe prelude cc 2020 9.0.1.64 مدیریت و سازماندهی فیلم برای کامپیوتر Adobe Prelude CC 2020 9.0.1.64 + Portable نام یکی دیگر از محصولات شرکت ادوبی است که نسخه جدید آن یعنی CC به روز رسانی گردیده است, نرم افزار به منظور سازماندهی و ویرایش فیلم ها طراحی شده است, با استفاده از ابزارهای حرفه ای نرم افزار...
-
دانلود نرم افزار IObit Software Updater 3.2.0.1659 آپدیت اتوماتیک نرم افزار ها برای کامپیوتر
2 دی 1399 10:40
دانلود نرم افزار IObit Software Updater 3.2.0.1659 آپدیت اتوماتیک نرم افزار ها برای کامپیوتر IObit Software Updater Pro 3.2.0.1659 نام نرم افزاری رایگان و جدید در زمینه جستجو و بروزرسانی برنامهها در ویندوز است. این نرم افزار شما را قادر میسازد تا بدون نیاز به جستجو در فضای وب و مراجعه به صفحات مختلف، از عرضه شدن...
-
دانلود نرم افزار SUPERAntiSpyware Pro. X آنتی تروجان قدرتمند و کم حجم برای کامپیوتر
2 دی 1399 10:39
دانلود نرم افزار SUPERAntiSpyware Pro. X آنتی تروجان قدرتمند و کم حجم برای کامپیوتر SUPERAntiSpyware Professional X 10.0.1202 ویروس ها به تنهایی عامل خرابی و یا از بین رفتن امنیت سیستم شما نمیشوند ، گاهی نرم افزار های جاسوسی و یا بد افزارها بسیار خطرناک تر و حرفه ای تر از انواع ویروس ها می توانند سیستم شما را آلوده...
-
عجایب خلقت ؛ ببرهای سفید
2 دی 1399 09:43
عجایب خلقت ؛ ببرهای سفید عجایب خلقت ؛ ببرهای سفید حیوانات سیاه و سفید در دنیا کم نیستند به عنوان مثال گورخرها، پانداها و اورکاها (نهنگهای قاتل) که از جمله رایجترین مثالهای حیوانات سیاه و سفید میباشند عجایب خلقت (قسمت سیزدهم)؛ ببرهای سفید حیوانات سیاه و سفید در دنیا کم نیستند به عنوان مثال گورخرها، پانداها و...
-
رمان با عشق شدنیه3
1 دی 1399 11:33
اومدن عمه و سیاوش خیلی طول کشید.. نمی دونم برای چی؟.. ولی هرچی می گذشت نگرانیم بیشتر میشد..... گرسنم شده بود..بازم همون حس بی حالی و سستی رو داشتم.. سرمو تکیه دادم و چشمامو بستم ... باشنیدن پچ پچ آرومی سعی کردم چشامو باز کنم اما نا نداشتم ...همون طور بی حال تو جام باقی موندم.. صداها نزدیکتر می شد...... یهو صدای لرزون...
-
رمان با عشق شدنیه2
1 دی 1399 11:30
حتما سیاوش باخودش فکر میکنه که من واقعا میخوام بکشمش.. ولی من چشمام متوجه سیاوش بود.. اما ..هدفم یه چیز دیگه....... تا دو متری سیاوش باسرعت روندم, اما در یه حرکت سریع فرمونو بسمت چپ چرخوندم.. نگاهم به اتوبان جلب شد.. هنوز میخواستم سرعتمو بیشتر کنم که چشمام تار شد.. هرچی سعی کردم که تمرکزمو حفظ کنم, اما نمیشد.. در همین...
-
رمان با عشق شدنیه 1
1 دی 1399 11:22
بعد از فوت پدر و مادرم, مدت دو ساله که با خونواده ی عمه ام زندگی میکنم. خونوادشون چهار نفرند... عمه یگانه و همسرش, آقا احسان و سارینا و سیاوش .سارینا, مدتیه که با پوریا یکی از هم کلاسیاش نامزد شده و قرار گذاشتند بعد از اتمام درسشون مراسم ازدواجشونو برگزارکنند . من در این مدتی که اینجام خیلی به سیاوش وابسته شدم ,طوریکه...
-
قصه هایی برای لیانا:مورچه و قمری
1 دی 1399 09:13
قصه هایی برای لیانا:مورچه و قمری قصه هایی برای لیانا مورچه و قمری در یک روز گرم،یک مورچه در جستجوی آب بود.پس از مقداری راه رفتن،به یک چشمه رسید. با رسیدن به چشمه،او مجبور بود که از یک شاخه باریک علف بالا برود.در حالی که به بالای علف می رفت،سر خورد و به داخل آب افتاد. اگر که یک قمری که روی درخت بود او را نمی دید،غرق می...
-
رمان آراز3
1 دی 1399 09:06
رمان آراز3 - شب خوش تابان صبح با درد پاش از خواب بیدار شد به زور زنگ بالای سرش رو زد و پرستاری اومد - من پام درد می کنه - عزیزم می دونم ولی نمی شه بهت آرامبخش بدم آخه هنوز دو ساعت نشده ه بهت تزریق کردم - ولی . درحال چانه زدن با پرستار بود که مانی وارد شد - سلام - سلام سروان - چته ؟ سر وصدای شما همه جارو برداشته - هیچ...