-
قرآن و سنّت نگارى
30 آذر 1399 11:52
قرآن و سنّت نگارى قرآن کریم؛ تمام پدیدههاى جهان را ـ بدون استثنا ـ خاضع و تابع قوانین مشخص و تخلّفناپذیر مىبیند و مجموعه پدیده هاى طبیعى و بشرى را در حال حرکت به سمت اهدافى والا دیده و نظمى دقیق و شایسته مطالعه براى جهان وپدیده هایش مطرح مىکند. آنچه براى بشریت حائز اهمیت است؛ شناخت سنّتها و قوانین حاکم بر رفتار...
-
سپید پوش مهربان
30 آذر 1399 11:48
سپید پوش مهربان ♥ •*♥*• ♥ سپید پوش مهربان ♥ •*♥*• ♥ می آیی و صدای گام هایت، خاطر دردمند بیماران را تسلی بخش است. از آسمان ها آمده ای؛ سپیدپوش و مهربان. عطر نفس هایت، سلول های زخمی را مرهم است. نگاهت، طنین ناله ها را به سمفونی تبسم بدل می کند. قانون صبوری ات را صفحات زمان، گواهی می دهد. تو آن آفتابی که خاطر مکدر و سرد...
-
یک بار دیگر تولد قسمت6(قسمت آخر)
30 آذر 1399 11:45
منم نمیدونم چرا اشتهام کور شد شاید بخاطر این بود که با شادی اینجوری حرف زدم .... کار دیگه ای نمی تونستم بکنم باید ازش متنفر شم اون الان زن برادرمه و یه بچه هم داره ....راه ما دو تا برای همیشه از هم جداست گوشیم زنگ خورد یاسی بود نفس عمیقی کشیدمو جواب دادم -سلام خانم خودم -سلام رهام خوبی چه خبر -یکی یکی بپرس که منم جواب...
-
یک بار دیگر تولد قسمت5
30 آذر 1399 11:44
-ببینید شاید بد موقعه من مزاحم شدم اما من دیروز با خانم بهادری صحبت کردم و ایشون گفتن امروز می تونیم باهم صحبت کنیم پس الان اگه فکر می کنید وقت مناسبی نیست میذاریم برای یه وقت دیگه یاسی-ببخشید من امروز اعصابم ناراحت اند برای همین زود جوش آوردم بفرماید می شنویم -چشم....راستش همونطور که گفتم رها دیگه فکر نکنم برگرده...
-
یک بار دیگر تولد قسمت4
30 آذر 1399 11:43
به چشماش نگاه کردم داشتن بهم التماس می کردم....راستش از خودم بدم اومد که اینجوری اذیتش کردم اما چکار می تونستم بکنم نتونستم در مقابلش مقاومت کنم ولش کردمو گفتم تقصیر خودت بود -میشه بری بیرون -باشه دستم رو که روی دستگیره در گذاشتم به طرفش برگشتمو گفتم فراموش کن پشت در اتاق که ایستادم با خودم گفتم اگع بهوام این جوری پیش...
-
یک بار دیگر تولد قسمت3
30 آذر 1399 11:43
با تعجب نگاهم کرد و گفت سرنشین کدوم ماشین بودین -نمیدونم -باشه پس شما بفرماید سوار آمبولانس بشید باید باهامون برید بیمارستان اونجا باید از سرتون عکسبرداری بشه توی آمبولانس که نشستم اون دختر هم روبروم نشست ...با نفرت نگاهم می کرد سرم رو پایین انداختم و بین دو تا دستام گرفتمش سرم شدیدا درد می کرد اما چشمای گریون اون...
-
یک بار دیگر تولد قسمت2
30 آذر 1399 11:42
یک بار دیگر تولد قسمت2 دوست داشتم دوباره اون حس عجیب رو تجربه کنم حسی که بران ناشناخته بود و اولین بار تجربه اش می کردم برای همین لیوان چای رو توی سینی گذاشتم و آروم دستام رو به دستهای شادی نزدیک کردم اون داشت چایش رو می خورد و حواسش به من نبود آروم انگار که می ترسیدم دوباره برق بهم وصل بشه دستاش رو گرفتم اما هیچی حس...
-
یک بار دیگر تولد قسمت1
30 آذر 1399 11:41
وای چقدر شلوغم و نا منظمم من، این مهر که پسره مثل من نیست حالا من این گل سرم رو کجا گذاشتم -رها پیداش کردی یا نه -شادی نیست انگار آب شده رفته توی زمین -خوب موهات باز باشن که خوشگل ترند -چی میگی تو من دوست دارم اون گل سر رو به موهام بزنم -می خوای کمکت کنم -نه ..آره برو مانتومو اتو کن ببرش تو اتاق مهر می بینی که اینجا...
-
کتاب خوانی در احادیث و قرآن
30 آذر 1399 11:40
کتاب خوانی در احادیث و قرآن این روز ها سرگرمی اکثر افراد مطالعه صفحات فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است کتاب و کتابخوانی در گوشه ای دنج ماهیت خویش را حفظ کرده و حسابی مظلوم واقع شده است. کتاب و کتاب خوانی یکی از پایه های فرهنگی در زندگی انسان به شمار می رود. آدمی به وسیله مطالعه کتاب و تفکر در مفاهیم آن دانش خویش را...
-
چرا شب یلدا را جشن می گیریم؟
30 آذر 1399 11:37
چرا شب یلدا را جشن می گیریم؟ شب یلدا یکی از سنت های باستانی ایرانیان که بعد از گذشت سالیان همچنان به قوت خود باقی ست شب یلداست. این جشن در میان خانواده های ایرانی اهمیت زیادی دارد و ایرانی ها هر سال این سنت دیرینه را زنده نگه می دارند. در طولانی ترین شب سال دور هم جمع می شویم، خوراکی های خوشمزه می خوریم و فال حفظ می...
-
رمان شوهر غیرتی من /پارت چهلو یک
30 آذر 1399 11:29
تفکر به ترنج خیره شده بودم با شنیدن حرف هاش کنجکاو شده بودم بیتا رو ببینم بهش خیره شدم و گفتم: _خیلی دوست دارم بیتا رو ببینم مخصوصا با حرف هایی که درمورد عشقش میزنید _اگه ببینیش باورت نمیشه اون دختر جوون الان بیشتر به زن های مسن شباهت داره خیلی شکسته شده تو این سال ها اما اون تموم امیدش پسرش پسرش شاهین که کپی پدرش...
-
دانلود بازی مورتال کمبت ایکس مود Mortal Kombat X Mod برای PSP
30 آذر 1399 11:10
دانلود بازی مورتال کمبت ایکس مود Mortal Kombat X Mod برای PSP بازی مورتال کمبت ایکس آخرین نسخه کنسول PSP این بازی در سال اوایل سال 2020 برای کاربران کنسول PSP منتشر شد.و طرفداران بی شماری مجذوب خود کرد.و ما این بازی کمیاب را برای شما تهیه نمودیم. لینک دانلود مستقیم: MKXMPSP لینک دانلود کمکی: MKXM-PSP با خیال این بازی...
-
دانلود بازی مارول علیه دی سی مود Marvel vs. DC Mod برای PSP
30 آذر 1399 11:09
دانلود بازی مارول علیه دی سی مود Marvel vs. DC Mod برای PSP بازی مارول علیه دی سی مود در سال 2019 مخصوص کاربران کنسول PSP ساخته شد.و دارای چندین کارکتر جدید و نیمی از کارکترهای بازی Soul Calibur در کنار خودش بود.اما تازگی خودش را حفظ کرد.و ما این بازی کمیاب را برای شما تهیه نمودیم. لینک دانلود مستقیم: MVCMPSP لینک...
-
دانلود بازی مورتال کمبت Mortal Kombat Armageddon برای PS2
30 آذر 1399 11:08
دانلود بازی مورتال کمبت Mortal Kombat Armageddon برای PS2 مورتال کامبت: آرماگدون هفتمین بخش از مجموعه بازیهای مبارزهای مورتال کامبت است که مربوط به جنگ دو برادر تیون و دیگان است که در سال ۲۰۰۶ برای کنسولهای اکسباکس و پلیاستیشن ۲ که ما این نسخه را برای شما تهیه نمودیم. لینک دانلود مستقیم: MKA-PS2-p1 MKA-PS2-p2...
-
ما "آتش به اختیاریم" به سمت که و چه آتش کنیم ؟
30 آذر 1399 10:59
باسمه تعالی ما "آتش به اختیاریم" به سمت که و چه آتش کنیم ؟ دبیر مجمع نمایندگان استان بوشهر: رسانه ها مسئولین را پاسخگو کنند! جناب جمیری بزرگوار با ادای ادب و احترام " آنچه می نیابم همانم آرزوست "؟! ما را تهدید نکنند، پاسخگوئی پیشکششان ! اگر ما بخواهیم آتش به اختیارکنیم طبعاً ظلم وستمی و جور وجفایی...
-
آیاتی که بر فضایل قرآن دلالت دارد
30 آذر 1399 10:52
آیاتی که بر فضایل قرآن دلالت دارد خداوند متعال مىفرماید: [روزه، در چند روز معدودِ] ماهِ رمضان است؛ ماهى که قرآن، براى راهنمایى مردم، و نشانههاى هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. 5 - قال الله تعالى: {وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَةِ...
-
آیاتی که بر فضایل قرآن دلالت دارد(2)
30 آذر 1399 10:51
آیاتی که بر فضایل قرآن دلالت دارد(2) 33 - قال الله تعالى: {وَکَذَلِکَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً وَصَرَّفْنَا فِیهِ مِنْ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً}. سوره طه، آیه 113 خداوند متعال مىفرماید: و این گونه آن را قرآنى عربى [= فصیح و گویا] نازل کردیم، و انواع وعیدها [و انذارها] را...
-
نظر یک انگلیسی درباره ایرانیان
30 آذر 1399 10:48
نظر یک انگلیسی درباره ایرانیان (توجه:فقط جهت اطلاع! بدون رد یا تایید.داوری با شماست) قسمتی از خاطرات کلنل اف استیون کول از اولین فرمانده نظامی بریتانیا در ایران: آن ها [ ایرانی ها ] خیلی ساده لوح و زود باورند. مهربانند و سخت کوش. هر حاکمی که بخواهد به آن ها مستبدانه حکم فرماید،راحت می تواند آن ها را با بازی با...
-
طاغوت کیست؟
30 آذر 1399 10:48
طاغوت کیست؟ من از قرآن چنین برداشت میکنم که هر قدرت باطلی را ”طاغوت“ نمیگویند؛ قرآن مجید ”طاغوت“ را قدرت دینی نامشروع میداند، یعنی قدرتی که به نام خدا قدرتی را در دست میگیرد، ولی دروغ میگوید و نامشروع است. قرآن میگوید: اگر میخواهید بفهمید که در سایه قدرت مشروع زندگی میکنید یا نامشروع، راهش آسان است؛ یک تحقیق...
-
دلایل نیاز به خلاقیت و نواوری
30 آذر 1399 10:42
دلایل نیاز به خلاقیت و نواوری الف) دلایل اقتصادی دستیابی به یک موقعیت اقتصادی با ثبات ،بهره گیری از امکانات بالقوه بازار،افزایش توان رقابت و دست یافتن به موقعیت جدید در بازار بهره وری،افزایش کمی و کیفی محصولات ب) دلایل فنی و تکنولوژی یافتن موارد استفاده جدید برای ماشین آلات و امکانات یافتن راه حلهای فنی جدید برای...
-
نوآوری چیست؟
30 آذر 1399 10:42
نوآوری: واژه نواوری به عنوان معادل واژه innovation به شکل های مختلفی تعریف شده است. مانند بسیاری از مفاهیم سازمانی واوری تقریبا به صورت مبهم استفاده شده است و با توجه به متن و زمینه ای که در آن استفاده می شود دارای معانی متفاوتی است. منظور از نواوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله اجرا رسیده می باشد به عبارتی نوآوری همانا...
-
بررسی جزئی نوآوری و خلاقیت
30 آذر 1399 10:42
تمام موفقیتها و پیشرفتهای فرد و سازمان در گرو اندیشه بارور و پویا و موثر است از پیچیده ترین و عالی ترین جلوه های اندیشه انسان تفکر خلاق اوست. از این رو سازمانها باید شرایطی را فراهم کنند تا استعداد و خلاقیت کارکنان بارور شده و همه آنها روحیه خلاقیت و کارآفرینی پیدا کنند و به راحتی بطور مستمر به صورت فردی یا گروهی...
-
روش و تکنیک های خلاقیت
30 آذر 1399 10:42
تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می نماید. به عبارت دیگر هر یک از تکنیک های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می کنند. تکنیک طوفان ذهنی: طوفان ذهنی که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و...
-
ویژگی افراد خلاق چیست؟
30 آذر 1399 10:42
ویژگیهای افراد اخلاق : روانشناسان سعی داشتهاند تا مشخصات افرادی که دارای سطح بالایی از خلاقیت هستند مشخص کنند، «استیز» عوامل زیر را برای افراد خلاق بیان داشته است . سلامت روانی و ادراکی: توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده به طور سریع انعطاف پذیری ادراک: توانایی دست کشیدن از یک قاعده و چارچوب ذهنی ابتکار: توانایی در...
-
تا به حال به تعریف نوآوری و ارتباط آن با خلاقیت پرداخته اید؟
30 آذر 1399 10:41
« بسم الله رحمان رحیم » تا حالا به تعریف نوآوری و ارتباط آن با خلاقیت پرداخته اید؟ و یا آیا اطلاع دارید که نوآوری شامل چه چیز هایی میشود؟ نوآوری: منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛...
-
واقعا خلاقیت به چه معناست؟
30 آذر 1399 10:41
« بسم الله رحمان رحیم » در جهان کنونی در کجا حرف از ابتکار، نوآوری،کارآفرینی،حل مسائل،موفقیت و... میشود؛ واژهی خلاقیت نیز در کنار همهی آنان میدرخشد. واقعا خلاقیت به چه معناست؟ واقعیت این است که تا کنون، روان شناسان و محققان، برداشت های متفاوتی از این واژه داشته و تعاریف متنوعی از آن ارائه کرده اند. وجود چنین...
-
رمان قلب های بی اراده1
30 آذر 1399 10:33
بدون اجازه ی شما تصمیم گرفتم. حاج خانم گفت: ـ این چه حرفیه. برو دخترم. اون موقع ها هم یک دفعه تصمیم می گرفتی. ان شاءالله بهت خوش بگذره. نازنین میل به گریه داشت. به اتاق خود رفت و برای خودخواهی سهراب و بی تجربگی خود گریه سر داد. حالا می دانست که سهراب از عشق او سوءاستفاده می کند و می خواهد نازنین را به پای خود...
-
رمان قلب های بی اراده3
30 آذر 1399 10:32
خاله گفت: ـ نگران نباش. من عذرخواهی می کنم. فقط منو بی خبر نذار. نازنین: چشم حتما. وقتی اتوبوس در جاده به پیش می رفت نازنین نمی دانست چه سرنوشتی در انتظار اوست. به مهندس می اندیشید اما تصویر او محو و سهراب را با چهره درهم می دید. آخ که چقدر آرزوی چنین روزی را داشت. مهندس او را دوست داشت و به دنبال او بود. احساس غروری...
-
رمان قلب های بی اراده2
30 آذر 1399 10:31
نازنین: بیا تو. فرهاد: اجازه هست یا خلوتت به هم می خوره؟ نازنین: اختیار ما دست شماست، بفرمایید. فرهاد در گوشه ای از تخت نشست و نگاهی به در و دیوار انداخت و سپس یه نازنین خیره ماند. نازنین سکوت اختیار کرده بود. سرانجام فرهاد گفت: ـ نازنین من خوشحالم که تغییر عقیده دادی، ولی نمی دونم چرا امروز این قدر ناراحتی. اتفاقی...
-
رمان قلب های بی اراده1
30 آذر 1399 10:29
رمان قلب های بی اراده بخش اول نازنین با وجود گرمای اولین ماه پاییز، نازنین در زیر سایه تنها درخت بزرگ حیاط نشسته و بر روی زانوانش کتابی گشوده بود. موهای مواج و سیاهی در اطرافش خودنمایی می کرد. اگر کسی از روی بام به حیاط می نگریست تصور می کرد روی سر آن دختر چادری به سیاهی شب کشیده شده است. نازنین از کتاب چشم برگرفت و...
-
طراحی سایت وردپرس
30 آذر 1399 09:59
طراحی سایت وردپرس به تناسب نوع طراحی وب سایتی که می خواهید ، سیستم های مدیریت محتوای مختلفی وجود داره اما وردپرس به دلیل رایگان بودنش محبوب ترین اونهاست. وردپرس نرم افزاری Open Source یا منبع باز است که در PHP نوشته شده و می توانید برای ایجاد یک وب سایت، وبلاگ یا برنامه های کاربردی استفاده کنید. طرح های زیبا، ویژگی...
-
رمان درد و احساس فصل 4
29 آذر 1399 21:19
رمان درد و احساس فصل 4 نفهمیدم چه جوری با ماه منیر خداحافظی کردم و چی بهش گفتم...فقط داشتم تلاش میکردم از درد دماغم اشک تو چشمام جمع نشه که خدارو شکر ماه منیر متوجه نشد! راه افتادم سمت ماشین... دستمو رو دماغم گذاشتم.درد گرفت...دستمو برداشتم.دختره ی خیر ندیده عجب زوری داشت!شانس آوردم دماغم نشکست!!بعداََ خدمتت میرسم!...
-
رمان درد و احساس فصل 3
29 آذر 1399 21:13
رمان درد و احساس فصل 3 وسط راهرو وایسادم.یکم اطرافو نگاه کردم.دستی به چونه ام کشیدم. فهمیدم!آشپزخونه!....آره همینه! با حالت دو رفتم تو آشپزخونه.ناخودآگاه لبخند از فکری که تو سرم بود به لبم اومد.وسایل آشپزخونه بهم چشمک میزدن! از بین همه اونها چشممو یه چاقوی بزرگ و تیز که بین بقیه چاقوها خودنمایی میکرد گرفت!با همون...
-
رمان درد و احساس فصل 2
29 آذر 1399 21:12
رمان درد و احساس فصل 2 تا شب تو اتاق مونده بودیم و گریه میکردیم.چشمم میسوخت...ورم کرده بود و قرمز شده بود. دماغمو بالا کشیدم و به شمیم که روی تخت خودشو جمع کرده بود با چشمای پر اشک به مامان خیره شده بود. با باز شدن در سرمون به سمت در کشیده شد.بابا بود.با چهره ای عبوس و ابروهای در هم کشیده یه چیزی توی دستش بود. به سمت...
-
رمان درد و احساس فصل 1
29 آذر 1399 21:11
گوشه ی اتاق مشترکم با خواهرم کز کرده بودم.پاهامو تو شکمم جمع کرده بودم و دستامو محکم دورش حلقه کرده بودم. صدای ناله های بی جون مامانم به روح و تن خسته ام چنگ میکشید. بیشتر تو خودم مچاله شدم.اشکام به پهنای صورتم جاری بود...تنها همدم این لحظه های زندگیم همین اشکا بود که روی گونم سُر میخورد و بعد روی لباسم گم میشد. دهنمو...
-
کباب غاز
29 آذر 1399 20:39
کباب غاز از مجموعه داستان یکی بود یکی نبود انتخاب شده که از جمله کتاب های فراموش نشدنی در تاریخ ادبیات داستانی این دیار است و در هنگام انتشار سروصداهای زیادی به پا کرد و سبک کار نویسنده که تازگی داشت واکنشهایی متفاوت را برانگیخت. شب عید نوروز بود و موقع ترفیع رتبه. در اداره با هم قطارها قرار و مدار گذاشته بودیم که...
-
داستان آموزنده شمس و مولانا
29 آذر 1399 20:38
می گویند روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوار هستی؟! شمس پاسخ داد: بلی. مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!! شمس: حال که فهمیدی...
-
یک دلار و دو سنت
29 آذر 1399 20:37
حکایت و داستان | یک دلار و دو سنت شب نوئل بود. عصر با دوستم خانم آلیس برای خرید هدیه های نوئل برای بچه ها به خیابان رفتیم. خیابان خیلی شلوغ بود و برف می آمد. وقتی با دوستم آلیس با صاحب مغازه سر قیمت ها چانه می زدیم، صدای یک بچه به گوشم رسید که می گفت: خانم، می شود به خاطر خدا کمی پول به من بدهید؟ سر برگرداندم. پسر بچه...
-
دیکشنری خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
29 آذر 1399 18:49
دیکشنری خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ کدام دیکشنری برای یادگیری زبان مناسب تر است؟ این ها پرسش هایی است که در هنگام یادگیری زبان برای هر زبان آموز مطرح می شوند. برای کسانی که می خواهند یک زبان خارجی را خوب یاد بگیرند، تهیه دیکشنری معتبر و آشنایی با نحوه استفاده از آن کاملا ضروری است. اگر شما نیت یادگیری زبان را...
-
کمک فرزند
29 آذر 1399 18:48
کمک فرزند پیرمردی تنها در یکی از شهرهای آمریکا زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد. پسر عزیزم من حال خوشی ندارم، چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم، من...
-
تاریخچه خوارج
29 آذر 1399 18:44
تاریخچه خوارج مرتضی مطهری درباره «تاریخچه خوارج» مینویسد: «آنها گروهی از اصحاب امیرالمؤمنین بودند و در جنگ صفین در لشکر امیرالمؤمنین شرکت داشتند. این جنگ چندین ماه طول کشید. البته گاهی هم متارکه میشد، ولی مجموع مدت جنگها را چهارده ماه نوشتهاند. اواخر کار و در آخرین جنگ، لشکر امیرالمؤمنین داشتند فاتح میشدند. در...
-
اموزش حذف اکانت اینستاگرام
29 آذر 1399 18:38
اموزش حذف اکانت اینستاگرام چگونه حساب اینستاگرام خود را حذف یا غیرفعال کنیم اموزش 0 تا 100 اینستاگرام اینستاگرام یک شبکه اجتماعی فزاینده موفق است. ارقام مربوط به پیشرفت آن چشمگیر است. اینستاگرام که توسط فیس بوک خریداری شده است ، شبکه اجتماعی معیار عکس و فیلم است. ما در این پوشه نحوه حذف یا غیرفعال کردن حساب وی را...
-
رمان پرنیان سرد4
29 آذر 1399 17:53
پام مو برداشته بود و خیلی درد می کرد. با پای گچ گرفته به خونه برگشتم، مینو خوب می تونست اوضاع رو آروم نگه داره.کلا هیچکس نگران من نبود. آرش بیچاره انقدر خسته بود که غذا نخورده به اتاقی که مامان براش آماده کرده بود، رفت که بخوابه. منم خیلی خسته بودم. به زور یکم غذا خوردم و بعدم روی کاناپه خوابم برد. وقتی بیدار شدم همه...
-
رمان پرنیان سرد3
29 آذر 1399 17:52
به کارت روی میز خیره شده بودم اما چیزی رو که می دیدم باور نداشتم. خدایا چرا انقدر زود؟ حدودا دو هفته ای از شنیدن اون خبر نحس می گذشت و من هنوز تو شوک از دست دادن علی بودم که کارت ازدواجش به دستم رسیده بود. و حالا یک روز قبل از این عروسی دردناک بود. فقط یک روز مونده بود به پژمرده شدن غنچه ی نوشکفته ی عشقم. فقط یک...
-
رمان پرنیان سرد2
29 آذر 1399 17:51
شهاب فریاد زد:"ساکت شو بهرام." بهرام با عصبانیت گفت:"ببین بچه صداتو واسه من بلند نکن که بد می بینی!" شهاب رو به من گفت:"بلند شو. باید بریم." با سماجت گفتم:"من هیچ جا نمیام همینجا منو بکش." دستمو کشید و گفت:"بلند شو مسخره بازی در نیار. ما با هم ازدواج می کنیم. پولدار و...
-
رمان پرنیان سرد1
29 آذر 1399 17:49
رمان پرنیان سرد _"نگاش کن! دختره بیچاره رنگ به روش نمونده!" _"فراریه؟" "نه بابا به سر و وضعش که نمیاد! معلومه خیلی ترسیده!" "باید کمکش کنیم!" "خانوم بیا بریم! میخوای مارو بندازی تو دردسر؟!" دورم جمع شده بودن و هرکدومشون یه چیزی میگفتن! صداشون مثل ویز ویز مگس تو گوشام...
-
رمان دنیای این روزای من5
29 آذر 1399 13:55
پنجره ی اتاق رو باز کردم و گفتم: - امشب زیاد گرم نیست.پنجره رو باز میزارم برات. بی حرف لبه ی تخت نشسته بود. موهامو بالای سرم جمع کردم و گفتم: - انگاری ناراحتی... خندیدم و ادامه دادم: - خونه ی بابات اینقدر عذابت میده؟ لبخندی زد و هیچی نگفت. حتما از امشب ناراحت بود.از اینکه باهاش بد حرف زدم. به لبه ی پنجره تکیه دادم و...
-
رمان دنیای این روزای من 4
29 آذر 1399 13:55
چهره ی اشک آلود پرهام از جلوی چشام محو نمیشد... با اون بغضش...ته ریشش... واسه خاطر من اومده بود اینجا...میخواست مطمئن شه شوخی نیست. سهیل آروم روی شونم زد و گفت: - گریه بسه...بسه آرام...اون رفت.دیگه هیچ نگرانی نداشته باش. برو بابا تو هم.بسکه ازش خوشم میاد دلداریم هم میده. همه چی زیر سر توئه پدر سوخته اس. نمیدونم کی...
-
رمان دنیای این روزای من3
29 آذر 1399 13:54
ماشین رو یه گوشه پارک کردم و گفتم: - بابا دختر این همه استرس نداشته باش... نگار با اضطراب بیشتری گفت: - خو چیکارم داره داییت؟نکنه در مورد من و اشکان چیزی فهمیده؟به جونِ مامانم ما فقط تفننی با هم حرف میزنیم...مثلا هفته ای دوسه بار...ووی آرام اگه جلو همکاراش پرید بهم چی بگم؟آقا... خندیدم و گفتم: - الهی پرپر شم...به من...
-
رمان دنیای این روزای من 2
29 آذر 1399 13:53
با خودکار روی میز خط خطی میکردم. غرق فکر بودم.روی میز ضرب گرفته بودم و زیر لب شعری زمزمه میکردم.تمام فکرم پیش پرهام بود...اینکه اصلا چی شد یه هو اینقدر به دلم نشست؟ - اونقدر از تو میگم که میون اسم تو،توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه،اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق،بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه...نمیدونستم...