ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
در روایت دیگر آمده است که عباس بن عبد المطلب و شیبه با هم مفاخره میکردند. این دو نفر، امیر مؤمنان علیه السلام را حکم قرار دادند و جریان مفاخره خود را با حضرت گفتند. اما حضرت نیز فرمود من هم اجازه دارم افتخار خودم را بگویم؟ گفتند: بگو. امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
أنا أول من آمن بالوعید من ذکور هذه الأمة وهاجر وجاهد.
عباس، شیبه و امیرمؤمنان علیه السلام برای حکمیت نزد رسول خدا آمدند و حضرت سخن امیر مؤمنان را با تلاوت آیه قرآن که جبرئیل آن را نازل فرمود، تأیید کرد.
متن مفاخره این است:
ذکر فضیلة أخرى لأمیر المؤمنین علی، رضی الله عنه، لم یشرکه فیها أحد.
أخبرنا عمر بن أحمد بن عثمان، ثنا علی بن محمد المصری، ثنا جبرون بن عیسى، ثنا یحیى بن سلیمان القرشی الحفری، ثنا عباد بن عبد الصمد أبو معمر، عن أنس بن مالک، قال : قعد العباس بن عبد المطلب، وشیبة صاحب البیت یفتخران فقال له العباس: أنا أشرف منک أنا عم رسول الله صلى الله علیه وسلم ووصی أبیه وسقایة الحجیج لی فقال له شیبة : أنا أشرف منک أنا أمین الله على بیته وخازنه أفلا ائتمنک کما ائتمننی وهما فی ذلک یتشاجران حتى أشرف علیهما علی بن أبی طالب فقال له العباس : أفترضى بحکمه ؟ قال : نعم قد رضیت.
فلما جاءهما قال العباس : على رسلک یا ابن أخی فوقف علی فقال له العباس : إن شیبة فاخرنی فزعم أنه أشرف منی قال : فماذا قلت أنت یا عماه ؟ قال : قلت له : أنا عم رسول الله صلى الله علیه وسلم ووصی أبیه وساقی الحجیج أنا أشرف . فقال لشیبة : ما قلت یا شیبة قال : قلت له : بل أنا أشرف منک أنا أمین الله وخازنه أفلا ائتمنک کما ائتمننی قال : فقال لهما : اجعلا لی معکما فخرا قالا له : نعم قال : فأنا أشرف منکما أنا أول من آمن بالوعید من ذکور هذه الأمة وهاجر وجاهد فانطلقوا ثلاثتهم إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم فجثوا بین یدیه فأخبر کل واحد منهم بفخره فما أجابهم صلى الله علیه وسلم فانصرفوا فنزل الوحی بعد أیام فأرسل إلى ثلاثتهم فأتوه فقرأ علیهم النبی صلى الله علیه وسلم : أجعلتم سقایة الحاج وعمارة المسجد الحرام کمن آمن بالله والیوم الآخر وجاهد فی سبیل الله ...
انس بن مالک میگوید: عباس بن عبد المطلب و شیبه متصدیان خانه خدا نشسته بودند و به یک دیگر فخر مىفروختند، عباس به او گفت: من از تو با شرافت ترم، من عموی رسول خدا و وصی پدر او و ساقی حاجیانم. شیبه گفت: من با شرافت از تو و امین خدا در خانه او هستم من امین خدا بر خانه او و خازن آن هستم، چرا به تو اعتماد نکرده آن گونه که به من اعتماد کرده است؟
در همان زمان علی بر آنها گذشت. عباس به شیبه گفت آیا تو راضی هستی که علی در میان ما قضاوت کند؟ او گفت: بلی. وقتی نزد علی آمدند هر یکی سخناش را تکرار کردند.
علی به آن دو نفر گفت: بگذارید من هم با شما فخر کنم؟ گفتند: آرى. گفت: من از هر دوى شما شریفترم، من نخستین کس از مردان این امت هستم که ایمان آورد و هجرت و جهاد کرد.
سه نفر نزد پیامبر خدا (ص) رفتند و مقابل او نشستند و هر کدام مایه افتخار خود را گفتند و پیامبر چیزى نگفت و آنان برگشتند. پس از چند روز در باره آنان وحى نازل شد، پیامبر دنبال آن سه نفر فرستاد و آنان آمدند و پیامبر به آنان چنین خواند: «أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ» تا آخر آیات ...
الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، فضائل الخلفاء الراشدین، ج 1، ص37، طبق برنامه الجامع الکبیر.
ابو حفص عمر بن احمد نیز در کتاب «شرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدین والتمسک بالسنن»، این روایت را آورده و تصریح کرده است که این فضیلت منحصر به فرد علی علیه السلام است:
فضیلة لعلی بن أبی طالب رضی الله عنه
131 حدثنا علی بن محمد المصری ثنا جبرون بن عیسى ثنا یحیى بن سلیمان القرشی الحفری عن عباد بن عبد الصمد أبی معمر عن أنس بن مالک أنه قال قعد عم رسول الله العباس بن عبد المطلب وشیبة صاحب البیت یفتخران ...
و در پایان روایت مینویسد:
قرأه أبو معمر
تفرد علی بهذه الفضیلة لم یشارکه فیها أحد.
أبو حفص عمر بن أحمد بن شاهین (متوفای385 هـ)، شرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدین والتمسک بالسنن، ج 1، ص 185، تحقیق: عادل بن محمد، ناشر: مؤسسة قرطبة للنشر والتوزیع، الطبعة: الأولى، 1415هـ - 1995م .
و ظاهر این عبارت ، مقبول بودن متن روایت در نزد مولف است .
صاحب کتاب «وقعة الصفین» نامه امیرمؤمنان علیه السلام به معاویه را آورده و در این نامه آن حضرت تصریح میکند که ما اهل بیت هنگامی که رسول خدا دعوتش را شروع کرد، ایمان آوردیم:
نصر، عن عمر بن سعد عن أبى ورق، أن ابن عمر بن مسلمة الأرحبى أعطاه کتابا فی إمارة الحجاج بکتاب من معاویة إلى على.قال: ... ولعمر الله إنى لأرجو إذا أعطى الله الناس على قدر فضائلهم فی الإسلام ونصیحتهم لله ورسوله أن یکون نصیبنا فی ذلک الأوفر.إن محمدا صلى الله علیه وسلم لما دعا إلى الإیمان بالله والتوحید کنا - أهل البیت - أول من آمن به.
همانا محمد صلی الله علیه وآله هنگامیکه به سوی ایمان به خدا و توحید دعوت فرمود: ما اهل بیت نخستین کسانی بودیم که به آن حضرت ایمان آوردیم.
المنقری، نصر بن مزاحم بن سیار (متوفای212هـ) وقعة صفین، ج1، ص 227، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.
بلاذری سخن امیرمؤمنان علیه السلام این گونه نقل کرده است:
إن الله بعث محمداً صلى الله علیه وسلم فدعا إلى الإیمان بالله والتوحید له، فکنا أهل البیت أول من آمن وأناب،
البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 319، طبق برنامه الجامع الکبیر.